به مردم بیاموز و دانش دیگران را فراگیر، تا دانش خود را استوار کرده و آنچه را که ندانسته ای بدانی . [امام حسن علیه السلام]
صدای عدالت
   1   2   3   4   5   >>   >
+ استاد امجد به بنده فرمودند : فقط بنده خدا باش
  • نویسنده : وحید کاظم زاده قاضی جهانی:: 4/4/1387:: 2:28 صبح
  • استاد امجد به بنده فرمودند : فقط بنده خدا باش


                حضرت آیت الله محمود امجد 


      در روزهای نخست آشناییم با حضرت آیت الله محمود امجد که خود از طریق دوست ارجمندم جناب حجت الاسلام والمسلمین میرزا علی ملکی تبریزی با ایشان آشنا گشته بودم (حاج آقا ملکی از شاگردان و همراهان نزدیک حضرت آیت الله سید محمود ابطحی که خود ایشان از شاگردان، دوستان و نزدیکان استاد امجد بود) تصمیم گرفتم تا  در اولین فرصت با استاد تماس گرفته و از ایشان بخواهم که ضمن دعا رهنمودی برایم داشته باشند.


     


    در طول هفته دو سه بار با منزل استاد تماس گرفتم  ولی برای تماس تلفنی با ایشان توفیقی نیافتم در آخرین تماس از همسر استاد پرسیدم پس استاد کی در منزل تشریف دارند بگویید تا بیش از این مصدع اوقات شریف نگردم که حاج خانم فرمودند: که ما نیز از اوقات حضور ایشان در منزل خبری نداریم اگر توانستید آخر شب با ایشان تماس بگیرید اگر منزل باشند حتما جواب خواهند داد.


    پس از چندین بار تماس بالاخره  یک شب به سرم زد تا در نیمه شب و  وقت نماز شب مزاحم گردم که احتمال می دادم ایشان بیدار باشند پس ساعت چهار صبح  مجددا با ایشان تماس گرفته و در اولین زنگ تلفن را برداشتند نمی دانستم چه بگویم زبانم بنده آمده بود که ایشان پیشدستی کرده و  با همان صدا و لحن دلنشین و آرامش بخششان فرمودند : سلام علیکم بفرمایید بعد از سلام و احوال پرسی مقدماتی و بعد اینکه فهمیدند آذری بوده و از تبریز با ایشان تماس گرفته ام از اینکه در آن موقع شب مزاحم شده بودم از ایشان عذر خواهی نمودم ولی ایشان فرمودند که موردی ندارد.


     


    در خاتمه تماس تلفنی از ایشان خواستم که با جمله ای رهنمودی به بنده حقیر داده و  بنده را نصیحت نمایند که ایشان  با طمانینه خاصی  به زبان آذری فقط به ذکر این جمله اکتفا کردند که :« الله بنده سی اول» یعنی فقط بنده خدا باش .


    الان که خوب می اندیشم به این نتیجه می رسم که مشکل اصلی نوع بشر و قبل از همه بنده حقیر این است که به جای بندگی خدا بنده غیر خدا گردیده است  و متاسفانه جامعه ما دچار سر در گمی و نوعی مادی گرایی شده و به جای اینکه به هدف خلقت توجه داشته باشد ؛ به وسایلی که خداوند باریتعالی  جهت ایجاد تسهیلات در مسیر رشد و کمال در اختیار بشر قرار داده معطوف گردیده است خداوند متعال ما  آدمیان را به سه منظور به زمین فرستاده است که اولین هدف خلقت عبادت و بندگی مخلوقات می باشد یعنی بپذیریم که بنده ذات اقدس او هستیم و دیگر بر هیچ چیز بندگی نکنیم ؛ ما نباید بنده غیر خدا باشیم ؛ درحالی که میتوانم به جرات بگویم بیشتر ما بنده همسر مان و اتوموبیل مان .. منزل مان .. مافوق مان و خلاصه بنده غیر خدا هستیم  و در این صورت همه چیز را برای کسب رضایت ایشان انجام می دهیم و طبیعی است که بنده هر چیز که باشیم نیازهای مان را هم در وی جستجو می کنیم و خردمندان واقفند که غیر خدا نمی تواند نیازهای ما را اجابت نماید و لذا اینگونه همه ما درمانده می شویم و به غیر خدا پناه می بریم . باید دانست که اگر بندگی خداوند باریتعالی را کنیم و زندگیمان را بر پایه آئین نامه های ارسال شده الهی که توسط رسولان خداوند که همانا تعالیم خاتم آنها (ص ) در بر گیرنده تمامی آئین نامه های ارسالی حضرت حق می باشد ؛ راه گشا و راهنمای بشریت قرار دارد ؛ و در صورتی که مورد توجه قرار دهیم ؛ بایداطمینان داشته باشیم  که همانگونه که یک پدر ؛ پدری که از طرف فرزندش مورد قبول می باشد و فرزند کاملا در مقابل پدر تسلیم می باشد . آیا یک چنین پدری نمی داند که حوائج فرزندش چیست و به چه چیزهایی نیاز دارد؟؛ او همواره برای فرزندی که مستقیم نظر به سوی پدر دارد و به دنبال انجام مسئولیت ایست که به عهده فرزند قرار گرفته و فقط به دنبال کسب رضایت پدر می باشد ؛ تمامی وسایلی که برای رسیدن به هدف پدر می باشد خود؛ بدون هیچ درخواستی فراهم می سازد ؛ یک چنین فرزندی نیاز نیست از پدر چیزی بخواهد ؛ چون پدر همه را خود می داند و فراهم می سازد .لذا باریتعالی از نیازهای بندگان مومن خود بی اطلاع نیست و کاملا می داند که ما برای رشد معنوی و رسیدن به حق چه چیزهایی لازم داریم و او خود همه را یکجا فراهم می سازد و در اختیار ما قرار می دهد .ولی افسوس که بیشتر ابنای بشر زمانی که به این وسایل و امکانات که برای رشد معنوی ما در نظر گرفته شده اند ، به جای آنکه از آنها جهت رشد معنوی استفاده کنند ، معطوف و بنده آنها می شوند ، در اینجاست که حضرت حق ، آن ابزار و وسایل را پس می گیرد و نتیجه این می شود که ما و جامعه مان در گیر آن می باشد.


     


     


    باید دروس عقب افتاده را دوباره باز نگری کنیم و به روز شویم آنگاه از تمامی کارهایی که برای غیر خدا انجام دادیم توبه کنیم و دوباره با وی پیمان بندگی ببندیم تا مورد لطف و عنایت ایشان قرار گیریم . آنگاه خواهیم دید که تمامی مشکلات جامعه برطرف می شوند .باید به این باور رسید که خداوند منان همواره عاشق مخلوقات خود می باشد و هر بنده اگر یک قدم به سوی وی بردارد او ده ها قدم به سمت بنده برمی دارد .


     


    لذا استاد با جمله « بنده خدا باش » می خواست که به بنده بفهماند باید فقط بنده او بود نه بنده  هوای نفس ، نه بنده شرق و غرب، نه بنده زر و زور و نه بنده طاغوت‏ها. « بنده خدا باش »، یعنی به جای آنکه وابسته و برده خود طبیعی ، شهوات، عوامل طبیعت و قدرتمندان باشی که بدون تردید تو را به سیه چال از خودبیگانگی و بردگی رهسپار خواهند کرد ، قرار گرفتن خود را جزئی از اشعه پرتو بی نهایت الهی درک کرده، راهی منطقه آزادی مطلق باش، ‌تو شعاعی از اشعه‌ علم مطلقی ، تو نمونه ای از قدرت فراگیر مطلقی، تو در مسیر کمال مطلقی ، و آن نسبیتی که گریبانگیر تکاپو و پویایی و نتایج آن دو خواهد بود ، با احساس وابستگی معقول، طعم مطلق را بر ذائقه روح تو خواهد چشانید.


     به قول مولوی:


     چون ز خود رستی همه برهان شدی


     چونکه گفتی بنده ام سلطان شدی


     


    ***وحید کاظم زاده قاضی جهانی (بسوی اعتدال)


     


    سلام بر دوست‌ داران مردان خدا                    


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
       1   2   3   4   5   >>   >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    ---------------------------------------------------
     RSS 
     Atom 
    خانه
    ایمیل
    شناسنامه
    مدیریت وبلاگ
    کل بازدید : 19229
    بازدید امروز : 14
    بازدید دیروز : 35
    ............. بایگانی.............
    احساس خطر خاتمی برای انقلاب ایران [3]
    واکنش شدید هاشم زاده هریسی به س ... [3]
    روحانی: حسن عباسی دچار مشکلات ر ... [48]
    صدا و سیما و تداوم جبهه گیری ها ... [2]
    آیا موسسه آموزشی امام خمینی (ر ... [7]
    دو روی سکه سفرهای استانی رئیس جمهور [15]
    ملکه جنگ و موضوع عشق و عاشقی ب ... [8]

    .......موضوعات وبلاگ .......
    انقلاب اسلامی

    ..........حضور و غیاب ..........
    یــــاهـو
    ........... درباره خودم ..........
    صدای عدالت
    وحید کاظم زاده قاضی جهانی[156]
    اینجانب وحید کاظم زاده قاضی جهانی فرزند حاج ابولفضل فارغ التحصیل رشته مهندسی برق در روز جمعه بیست وپنجم فروردین سال 1357 برابر با ششم جمادی الاول 1398 ه .ق و چهاردهم آوریل 1978 میلادی در کشاکش و بحبوحه ی تلاش مردم مسلمان و انقلابی کشورمان جهت شکست رژیم منحوس پهلوی واستقرار حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی در خانواده ای مذهبی و منتسب به روحانیت در قاضی جهان از توابع شهرستان آذر شهر( آذربایجان شرقی) قدم به عرصه ی گیتی گذاشتم. خانواده ای روحانی که افرادی همچون ملا آخوند ملا علی اصغر(جد چهارمم) از مکتب داران منطقه در عهد ناصری وملا آخوند حاج کاظم (جد سومم) از مبارزان ومکتب داران در عهد مشروطیت و جنبش مشروطه خواهی مردم ایران ومرحوم حجت الاسلام والمسلمین میرزا محمد کاظم کاظم زاده(عموی پدرم)از علمای هم عصر وهم درس شهید آیت الله حاج سید مصطفی خمینی واز شاگردان ممتاز حضرات آیات عظام حجت کوه کمری و بروجردی در دروس خارج فقه و اصول رادر خود تربیت نموده بود. بنده در سال 1363 در حالی وارد تحصیلات کلاسیک گردیدم که کشور درگرداب جنگ تحمیلی صدام علیه ایران به سر کردگی غرب دست وپا می زد . همزمان در ایام طفولیت به قلم زنی و نوشتن مطلب و ارسال آن به نشریات سراسری و محلی روی آورده و به خود می بالم که در این عرصه از سال 1370 تا کنون در دهها نشریه،روزنامه ، هفته نامه ،ماهنا مه وسایت های خبری گوناگون به امر مقدس نویسندگی ، روزنامه نگاری و قلم زنی پرداخته ام.

    .......... لوگوی خودم ........
    صدای عدالت

    .......لوگوی دوستان ........







































    ....... لینک دوستان .......
    اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار

    ............آوای آشنا............

    ............. اشتراک.............

    نام:

    ایمیل:

     

    ............ طراح قالب...........